مشکلات تدریس فلسفه در ایران - 2
ه ) نظر دکتر حسین مصباحیان
پرسش از چیستی فلسفه و دانشگاه
دکتر حسین مصباحیان استاد فلسفه دانشگاه تهران با ارسال یادداشتی به بررسی وضعیت آموزش فلسفه در ایران پرداخت. ایشان با اشاره به تغییر مفهوم دانشگاه از نگاه اندیشمندان معاصر، پرسش از چیستی فلسفه و دانشگاه را از راه های ارتقای آموزش فلسفه می داند. متن کامل یادداشت ایشان در زیر می آید:
اجازه بدهید به جای پرداختن به مشکلات شیوه های تدریس فلسفه در ایران ، به روش های معاصری اشاره کنم که به کار گرفتن آنها احتمالا می تواند به آموزش فلسفه در دانشگاه یاری رساند . هایدگر در جایی می گوید گوهر دانشگاه ، علم است و بلافاصله می پرسد گوهر علم ولی چیست ؟ او با طرح این پرسش می خواهد ایده همبولتی –وبری دانشگاه به مثابه محلی برای جستجوی حقیقت را با فراخوان نیچه ای – اشپینگلری دانشگاه به مثابه نهادی مسئول برای مقابله با نیهیلیزم و در نتیجه زوال یک تمدن در هم آمیزد و به " آموزش و پژوهش " در دانشگاه جهت بدهد. اید ه ای از دانشگاه و فلسفه که بعدها با چشم اندازهایی کاملا متفاوت از هایدگر ، توسط چهار فیلسوف تاثیر گذار قرن بیستم یعنی هابرماس ، دریدا ، فوکو و رورتی ادامه پیدا می کند و فلسفه به عنوان معرفتی که در جستجوی حقیقت است جایش را به فلسفه به مثابه معرفتی که در جستجوی رهایی است ، می دهد. با در نظر داشتن چنین تغییر جهتی در نقش فلسفه ، احتمالا یکی از راههای ارتقاء آموزش فلسفه در دانشگاه این است که چیستی دانشگاه، چیستی فلسفه ، چیستی آموزش و روش آموزش آن، همواره مورد پرسش قرار گیرد و وضع غالب و تعاریف قالبی از این مفاهیم به نفع موقعیت " در راه" و " نیندیشیده " آنها حرکت داده شود. به زبان دریدا اگر سخن بگوئیم، در واقع دانشگاهیان مسئول هستند که در مقابل دانشگاه ، فلسفه و روش های آموزشی موجود، از معانی این ها سخن بگویند. چنین رویکردی ، احتمالا دو پی آمد خجسته در بر خواهد داشت : نخست طرح پرسش های معاصر ، سپس درگیر شدن با این پرسشها و به تبع این دو چاره جویی برای آنچه به تعبیر اورتگایی گاست سبب نارضایتی بشر شده است...
و ) نظر دکتر سروش دباغ
دکتر سروش دباغ در یکی از اتاق های موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه، پذیرای ما بود تا برایمان از ضعف های سیستم آموزشی فلسفه در ایران بگوید. سیستمی که خود مدتی است استاد بودن در آن را تجربه کرده است. او تجربه ی تحصیل در خارج از ایران را با تجربه ی تدریس در ایران کنار هم می نشاند تا به یادمان بیاورد که چه قدر با وضع مطلوب فاصله داریم. نقد وضع موجود آموزش فلسفه در میانه های گفتگو به گرفتاری تاریخی ایرانیان میان سنت و مدرنیته گره خورد و به این هشدار رسید که جامعه ی ما فلسفه زده است...
خلاصه ی گفتگو
*در مغرب زمین فلسفه، موضوع محور تدریس می شود
*در سرزمین ما به ادبیات ثانویه ای که حول و حوش آثار اصلی فیلسوفان نگاشته می شود، پرداخته نمی شود
*مهارت دانشجویان ما در استفاده از متون انگلیسی یا زبان های دیگر پایین است
*یک دانشجوی فلسفه غرب مخصوصا ًدر مقطع دکتری حداقل باید نوشتن فلسفی را بداند. و من تقریبا مطمئنم که چنین چیزی به راحتی و به همین زودی در بین دانشجویان ما رخ نمی دهد
*اساتید آثاری را که حتی همکارانشان به زبان فارسی می نگارند، نمی خوانند
*استاد در آغاز ترم باید سرفصل ارائه دهد که محتوای درسی من چیست و در هر جلسه چه می خواهم بگویم
*پس از دادن اطلاعات، دانشجو باید به فکر واداشته شود
*قرار نیست که شخص با فلسفیدن حتماً در پی تحولات اجتماعی هم باشد
*در مغرب زمین هم صرفاً تحولات معرفتی نبود که منتهی به مدرنیته شد
*من با آقای دکتر میر سپاسی در این مورد هم رأی ام که ما مدرنیته ی بومی و ایرانی می خواهیم
*الان خیلی از فلاسفه ی مسلمان ما منسلخ از بافت اجتماعی _فرهنگی جامعه هستند
*جامعه ی ما فلسفه زده است.
*یکی از کارهایی که باید بکنیم پالایش و تصفیه همین سنت عرفانی است. فکر می کنم برای این که روح و معنا و معنویتی به جامعه ی خودمان تزریق بکنیم، این سنت خیلی به ما کمک می کند
*فلسفه اسلامی یک سری ابزارهای نظری خوبی دارد که می توان از آن ها استفاده کرد
دنباله نوشته
+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت16:59توسط ح .م . سروستاني |
مشکلات تدریس فلسفه در ایران - 1
الف ) نظر دکتر عبدالکریم رشیدیان
مشکلات شیوۀ تدریس فلسفه به طور کلی از دو دسته مسایل ناشی می شود: مشکلات تدریس علوم انسانی به طور عام و مشکلات تدریس فلسفه به طور خاص. مشکلات عام از مسایلی عدیده ناشی می شود که نحوۀ دانشجوگیری در کنکور، نوع نگاه به علوم انسانی، سرنوشت فارغ التحصیلان این رشته ها و نظایر آن را در بر می گیرد. مشکلات خاص تدریس فلسفه به نظر من عبارتند از:
1) آمدن ناخواستۀ دانشجویان بی علاقه به این رشته
2) نبودن ساز و کار های حساب شده ای در گروه های فلسفه برای علاقمند سازی لااقل بخشی از این دانشجویان به فلسفه
3) نبودن جهت سنجیده ای برای ارتباط دادن فلسفه با سایر علوم و با زندگی و اجتماع
4) استفاده از روش های کهنه تدریس (جزوه نویسی، گفتار یکسویه مدرس، تمرکز بر مباحث پا خورده)
5) کمبود مدرسان متخصص و مجرب که توان علمی بالا و قدرت انتقال درست مفاهیم را داشته باشند
6) عدم حضور کافی عنصر تحقیق در کار آموزش چه نزد مدرسان و چه نزد دانشجویان و ناتوانی از فرموله کردن زمینه های بکر و موضوع ها و مضامین و سمت گیری های ابتکاری فلسفی
7) سطح بسیار پایین شناخت زبان های خارجی نزد دانشجویان و حتی نزد برخی از استادان
8) عدم ارتباط زنده با محافل فلسفی بین المللی و دانشگاه های خارج به عنوان محرکی برای گفتگوی فلسفی و آشنایی با مسایل جدید
9) نبودن منابع اصیل و کلاسیک کافی در دسترس (اعم از کتاب، نشریه، مجله و غیره)
10) وجود یک برنامه درسی که از حدود سی سال قبل به این سو تقریباً بازنگری نشده است.
ب ) نظر دکتر منوچهر صانعی
دکتر منوچهر صانعی دره بیدی، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی، با ارسال یادداشتی برای جمجمک به بررسی مشکلات تدریس فلسفه در ایران پرداخت. ایشان با دسته بندی این مشکلات به مشکلات اقتصادی، سیاسی، زبانی و ... کوشیده اند تا این مشکلات را از نگاه یک استاد، بیان کنند.
آنچه در نوشته ی ایشان به چشم می آید تلاشی است برای توضیح مشکلاتی که می توان آنها را مشکلات بیرونی اهالی فلسفه نامید. مشکلاتی که در اثر وضع ناخوشایند اقتصادی، سیاسی، روحی و ... گریبانگیر فلسفه جویان است. لازم به ذکر است که بیشتر مشکلات طرح شده از جانب ایشان، مشکلاتی است که استادان فلسفه با آن دست و پنجه نرم می کنند نه دانشجویان این رشته. اینکه آیا در نگاه ایشان دانشجویان فلسفه هم از مشکلی رنج می برند یا نه، پرسشی است که امیدواریم در فرصتی مناسب با ایشان در میان بگذاریم و پاسخ آن را بشنویم.
دنباله نوشته
+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت16:4توسط ح .م . سروستاني |
اثبات کنید که : P
اندیشه - طنزی فلسفی درباره اینکه برخی از فیلسوفان معاصر - عمدتاً تحلیلی - برای اثبات p به چه دستاویزی متوسل میشوند.
اغلب فلاسفه بزرگ در دستگاههای فکریشان استنتاجات حیرتآوری دارند که هر کس با خواندن آنها چارهای جز اعتراف به نبوغ این فلاسفه نخواهد داشت. اما در رابطه با پیش فرضهایی که برای این استنتاجات لازم است، بیشتر آنها دست به کاری میزنند که به آن «تحصیل حاصل» میگویند. هر یک از فلاسفه برای این کار تکنیک خاص خود را دارند. در متن زیر تلاش شده تا این تکنیکهای منحصر به فرد (البته با کمی اغراق) بازسازی شود. به سادگی میتوان جملاتی مشابه آنچه در این متن به هر فیلسوف نسبت داده شده را در آثار مهم آنها یافت و مهمتر آنکه به وضوح میتوان دید که طنز چه ابزار دقیق و جذابی برای نقد فلسفی است و ما تا امروز از آن غافل بودهایم.
دنباله نوشته
+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت5:57توسط ح .م . سروستاني |
کتاب هایی در فلسفه اخلاق
+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت4:10توسط ح .م . سروستاني |
آثار استاد «مهدی حائری يزدی» نماد فلسفه تطبيقی در ايران معاصر
|
|
| نويسنده: خبرگزاري قرآن |
تأليفات و آثار متعدد مرحوم آيتالله دكتر «مهدی حائری يزدی» از آثار كلاسيك فلسفه تطبيقی در ايران معاصر به شمار میآيد و او را به حق میتوان نماينده شاخص و معتبر سنت تفكر فلسفی اسلام به حساب آورد كه با تخصص و مهارت كافی در فلسفه غرب به گفتوگوی دو جانبه با شاخه غربی فلسفه مبادرت ورزيده است.
مرحوم آيتالله دكتر مهدی حائری يزدی به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، 17 تيرماه برابر است با سالروز درگذشت حكيم متأله و فيلسوف عالیمقام، آيتالله دكتر «مهدی حائری يزدی»، در سال 1378 هجری شمسی.
آيتالله دكتر «مهدی حائری يزدی»، فرزند مؤسس نامدار حوزه علميه قم، آيتالله شيخ عبدالكريم حائری يزدی بود. وی عرفان و علوم نقلی و عقلی را در محضر استادان بزرگ حوزههای تشيع، آيات عظام: امام خمينی(ره)، آيتالله سيداحمد خوانساری، ميرزا مهدی آشتيانی، آيتالله بروجردی و آيتالله كوهكمرهای فراگرفت. وی پس از دريافت درجه اجتهاد به عنوان نماينده آيتالله بروجردی به آمريكا هجرت و مدارج تحصيل در فلسفه غرب را تا سطوح بسيار عالی طی كرد.
دكتر حائری يزدی دوره ليسانس را در دانشگاه جورج تاون، فوق ليسانس را در هاروارد و دكتری را در دانشگاه ميشيگان و تورنتو با درجه ممتاز به اتمام رساند. رساله دكترای وی «علم حضوری؛ اصول معرفتشناسی در فلسفه اسلامی» است كه در سال 1978 با نظارت چند نفر از استادان برجسته فلسفه غرب: پروفسور فرانكنا، پروفسور ساوان، پروفسور اشميتز، پروفسور استيونسن، پروفسور لانگ و پروفسور فايرودر ـ كه جمعا مدت 9 سال به طول انجاميد ـ در دانشگاه تورنتو كانادا به زبان انگليسی نوشته شده است. وی با نگاشتن اين رساله به اخذ درجه دكترا در رشته «فلسفه تحليلی» نايل شد. دكتر سيدحسين نصر بر اين كتاب كه در سال 1992 از سوی دانشگاه نيويورك به زبان انگليسی به چاپ رسيد، مقدمهای نگاشته كه در ضميمه چهارم كتاب حاضر به چاپ رسيده است.
دكتر حائری يزدی در طول عمر پربركت خود در دانشگاهها و مؤسسههای علمی مختلف به تدريس پرداخت؛ از جمله: تدريس الهيات و فلسفه در دانشكده الهيات دانشگاه تهران كه در خلال سالهای 1344 الی 1348، فلسفه ابنسينا و صدرالمتألهين را برای شاگردان خود تدريس میكرد؛ تدريس فلسفه اسلامی در مدرسه سپهسالار (شهيد مطهری)؛ تدريس در «مركز تحقيقات اديان جهانی» وابسته به دانشگاه هاروارد در طول سالهای 1964 و 1965؛ تدريس فلسفه اسلامی و ادبيات فارسی در دانشگاه مكگيل در سالهای 1969 تا 1971؛ تدريس فلسفه و فقه اسلامی در دانشگاه ميشيگان در خلال سالهای 1971 و 1972؛ تدريس ادبيات فارسی ـ تاريخ بيهقی ـ در دوره فوق ليسانس دانشگاه تورنتو در سالهای 1974 و 1975؛ تدريس در مؤسسه تحقيقات قرون وسطی وابسته به دانشگاه تورنتو با عنوان «تعليمات بنيادين فلسفه بوعلی سينا» در خلال سالهای 1975 و 1976؛ تدريس در دانشگاه جورج تاون با عنوان «مبادی عناصر الهی در جوامع اسلامی» در سال 1979؛ تدريس در دانشگاه تورنتو در زمينه فلسفه اخلاق در سالهای 1979 و 1980؛ تدريس فلسفه و توابع اين علم در دانشگاههای دولتی نيويورك، دانشگاه آكسفورد، دانشگاه مونترال كانادا، انجمن حكمت و فلسفه ايران و تدريس در منزل خويش برای دانشجويان دكترا و دانشپژوهان ويژه؛ عضويت در «مؤسسه جهانی فلسفه اخلاق» و مؤسسات علمی ديگر و شركت و ايراد سخنرانی در دهها سمينار و همايش علمی در ايران، آمريكا و مناطق مختلف جهان.
ادامه مطلب را در انتشارات حکمت بخوانید . |
+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت4:5توسط ح .م . سروستاني |
مرزهای ایدئولوژی
ناصر فکوهی
تقابل دهنیت/ عمل( یا ذهنیت / عینیت) بسیار مورد بحث قرار گرفته است و اغلب بر گسست و فاصله عمیقی تاکید شده است که این دو را از یکدیگر جدا می کند. با این وجود، باید اذعان کرد که کنشگران اجتماعی به سختی می توانند این فاصله را درک کنند و هر چند تفکیک را می فهمند، اما این فهم خود امری ذهنی است. به عبارت دیگر آنچه که به مثابه عمل یا واقعیت بیرونی و بیرون از اراده فردی کنشگر و ذهنیت او شکل می گیرد، خود بازنمود یک « موقعیت مفروض» است که در بهترین حالت می توان آن را موقعیتی تصور شده و برساخته دانست که بر اساس تجارب گذشته خود یا دیگران و یا بر اساس اتوپیاها و آرزوهای مثبت خوش بینانه یا بر اساس مفروضات بدبینانه و نومیدانه شکل گرفته و لزوما ربطی به آنچه «اتفاق خواهد افتاد» ندارد.
دنباله نوشته
+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت3:54توسط ح .م . سروستاني |
ایران و تجدد
كارگزاران: كریم مجتهدی در یك مجموعه برنامه هفت قسمتی به تبیین و بررسی رویارویی ایرانیان با تجدد و همینطور آشنایی ایرانیان با فلسفههای غرب در برنامه سوفیا رادیو به گفتوگو میپردازد.
در این مجموعه برنامه زمینههای آشنایی ایرانیان با مشخصههای فرهنگ غرب، حضور مبلغان مسیحی و رویارویی آنها با متكلمان شیعی، نگاهی به فلسفه در دوره صفویه به روایت شاردن و عباس میرزا و مسئله تجدد مورد بررسی قرار میگیرد.
نگاهی به نخستین ترجمه فارسی گفتار در روش دكارت، بررسی وضعیت حضور كنت دوگوبینو در ایران، نگاهی به آرای میرزا ملكمخان، فتحعلی آخوندزاده، ذكر فلاسفه بزرگ در كتاب بدایعالحكم، نگاهی به آرای مدرس زنوزی و بررسی آرای فلسفی محمدعلی فروغی و كتاب سیر حكمت در اروپا از دیگر موضوعات مورد بحث و بررسی این برنامه است.
كریم مجتهدی، استاد دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران- گروه فلسفه است. وی در دانشگاه «سورن» پاریس كه مهمترین دانشگاه فرانسه است، به تحصیل فلسفه پرداخته است. عنوان رساله ایشان «بررسی تحلیل استعلایی كانت» تحت راهنمایی استاد معروف پاریس «ژان وال» بوده است. در سال 1343 موفق به اخذ درجه دكترای خود شده و همان سال به ایران بازگشته است.
مجتهدی در تهران به پیشنهاد و راهنمایی مرحوم «یحیی مهدوی» در گروه فلسفه دانشگاه تهران مشغول تدریس شده و جمعا بیش از 35 سال است تا بازنشستگی (بهار 1382) كه به همین كار ادامه داده و هنوز هفتهای چند ساعت تدریس میكند. چند دوره نیز زبان و ادبیات فرانسه را در مقطع كارشناسی ارشد دانشگاه تهران تدریس كرده است. وی در دوره جوانی آثار زیادی به زبان فرانسه نوشته یا از فارسی بدان زبان ترجمه كرده است. قسمتهایی از این نوشته بیشتر به صورت مقالات یا كتاب چه در فرانسه و چه در ایران به چاپ رسیده است. در ایران آثار فلسفی و تخصصی مجتهدی شهرت بیشتری دارد كه فهرست مهمترین آنها عبارتند از: چند بحث كوتاه فلسفی؛ فلسفه نقادی كانت؛ سیدجمالالدین اسدآبادی و تفكر جدید؛ درباره هگل و فلسفه او؛ پدیدارشناسی روح بر حسب نظر هگل؛ فلسفه در قرون وسطی؛ دونس اسكوتوس و كانت به روایت هایدگر؛ منطق از نظرگاه هگل؛ آشنایی ایرانیان با فلسفههای جدید غرب؛ مدارس و دانشگاههای اسلامی و غربی در قرون وسطی؛ فلسفه و غرب؛ ترجمه مقدمه «كربن» بر «المشاعر ملاصدرا»؛ فلسفه تاریخ تهران؛ دكارت و فلسفه او؛ فلسفه و تجدد؛ افكار كانت؛ داستایوفسكی. برنامه «سوفیا» هر هفته چهارشنبهها ساعت 21 روی موج اف. ام ردیف 9/103 مگاهرتز رادیو گفتوگو به صورت زنده شنیده میشود.
منبع : کارگزاران
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت12:39توسط ح .م . سروستاني |
فلسفه هنر هایدگر
محمدجواد صافیان همراه با ویرایش نهایی كتاب «عالم مثال و خیال در حكمت ملاصدرا»، كتابی را درباره هنر نزد هایدگر مینویسد. به گزارش ایسنا، کتاب «فلسفه هنر هایدگر» به تبیین و بررسی اجمالی نظر هایدگر درباره هنر میپردازد و از جمله سرفصلهای آن به «كلیاتی در باب اندیشه هایدگر»، «نقد هایدگر بر زیباییشناسی»، «روش پدیدارشناسی - هرمنوتیك در تامل بر هنر»، «هنر و حقیقت؛ ذات حقیقت»، «سرآغاز كار هنری چیست؟» و «تفكر شاعرانه؛ ذات شعر» میتوان اشاره كرد. این كتاب به سفارش انتشارات علمی - فرهنگی در 120 صفحه در دست تالیف است. اما «عالم مثال و خیال در حكمت ملاصدرا» به دنبال خیال و عالم مثال در آثار ملاصدرا - فیلسوف مسلمان - است. ملاصدرا در بسیاری از آثار خویش به بحث از خیال پرداخته و بهطور كلی، خیال در آثار او از سه جهت، مورد نظر قرار گرفته است. به گفته صافیان، ملاصدرا از سویی خیال را به عنوان مرتبهای از ادراك كه بین حس و عقل قرار دارد، میداند و همچنین قائل به جنبه هستیشناختی خیال نیز هست و در مرحلهای دیگر به وجه انسانشناسانه خیال نظر دارد. این اثر هماكنون در مراحل پایانی ویرایش است.
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت12:0توسط ح .م . سروستاني |
از افلاطون تا جان استوارت میل
کتاب «از افلاطون تا جان استوارت میل؛ پنج گفتار در باب نظریه حکومت» تالیف صادق زیباکلام از سوی انتشارات روزنه منتشر میشود. صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتوگو با مهر اظهار داشت: در این کتاب تلاش بر این است تا مفاهیم ابتدایی و اولیه حکومت و فلسفه سیاسی از نگاه افلاطون، توماس هابز، جان لاک، کارل مارکس و جان استوارت میل نقد و بررسی شود. وی گفت: این کتاب همچنین میخواهد نشان دهد که از زمان افلاطون تا امروز دغدغههای مهمی که در فلسفه سیاسی وجود داشته این بوده که بهترین و شایستهترین مدل حکومتی چیست و اینکه حکومت باید در دست چه کسانی باشد. نویسنده کتاب «ما چگونه ما شدیم» با بیان اینکه علت انتخاب این افراد این بوده که این پنج نفر هرکدام یک مدل حکومتی منسجم مطرح کردهاند، افزود: برای بررسی هرکدام از این فلاسفه نخست به این مطلب میپردازم که الگوی حکومتی که هر یک تدوین کردهاند چیست و بعد با نگاهی انتقادی نقاط قوت و ضعف هر یک را موشکافی میکنم. وی در پایان با اشاره به اینکه کتاب را انتشارات روزنه منتشر خواهد کرد گفت: در حال حاضر کتاب برای اخذ مجوز در اختیار وزارت ارشاد قرار گرفته است.
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت11:58توسط ح .م . سروستاني |
خدایگان و بنده
عارف آهنی: آنچه در پی میآید گزارش بخش اول ششمین درسگفتار سیدجواد طباطبایی در موسسه مطالعاتی اندیشه سیاسی- اقتصادی است. بخش دوم این گزارش چهارشنبه هفته آینده منتشر میشود.
هفته پیش 15 پاراگراف از 19 پاراگراف مبحث خدایگان و بنده را توضیح دادیم این هفته ادامه آن را بررسی خواهیم كرد. كه هگل در این قسمت همچنان از دیدگاه خدایگان نسبت خدایگان و بنده را توضیح میدهد ولی حدود چند پاراگراف آخر كه مبحث كار را وارد میكند از دیدگاه بنده به این نسبت مینگرد.
در جلسه پیش هم گفتیم كه كوژو «انسان» را وارد مباحث هگل میكند در صورتی كه بحث هگل در مورد خودآگاهی است و زمانی انسان را وارد مباحث خود میكند كه بحث تاریخی را پیش میكشد و این تفسیر کوژو در این قسمت نادرست است و تمام اشكالات در این تفسیر كه عرضه شده است بعدها هم ادامه پیدا كرده است مثل نوعی اگزیستانسیالیسم سارتری.
از جمله دلایلی كه میتوان آورد كه كاری كه کوژو انجام داده است و در این قسمت كتاب انسان را وارد مباحث كرده است این است كه مبحث خدایگان و بنده حدودا در اوایل كتاب «پدیدارشناسی روح» یعنی صفحات 120-100 كتاب آمده است كه بحث هگل درباره تجربه آگاهی است و در ادامه بحث یعنی نیمه دوم كتاب است كه در جایی كه بحث تجربه آگاهی كه تا اینجا بحث كموبیش منطقی است، بعد تاریخی پیدا میكند و در این قسمت است كه میتوان وجود انسان را اضافه كرد.
دنباله نوشته
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت11:56توسط ح .م . سروستاني |
کتاب «اراده معطوف به قدرت» مجعول است
ایرج قانونی که مشغول ترجمه کتاب «نیچه» اثر هایدگر است، اظهار داشت که کتاب «اراده معطوف به قدرت» اثر واقعی نیچه نیست. ایرج قانونی در گفتوگو با مهر گفت: جلد اول کتاب نیچه بهزودی توسط نشر آگه منتشر میشود و هماکنون مشغول ترجمه جلد دوم این کتاب هستم. وی در ادامه افزود: همچنین به ترجمه مجموعهای از آخرین دستنوشتههای نیچه پرداختهام که از میان سهجلد از دستنوشتههای نیچه باعنوان «میراث نیچه» انتخاب شدهاند؛ مجموعهای که توسط دو ایتالیایی به نامهای مازینو مونتیرانی و جرجیو کولی ویرایش شده است که این اثر کاملترین ویرایش از دستنوشتههای13جلدی نیچه است که با ملحقات، 15 جلد میشود. این مترجم آثار فلسفی سپس گفت: کتاب هایدگر مبتنی بر کتاب «اراده معطوف به قدرت» است در صورتی که این کتاب توسط خواهر نیچه طوری که مورد قبول حزب نازی واقع شود دستکاری شده است و اثر واقعی نیچه نیست. البته نگارش کتابی با عنوان «اراده معطوف به قدرت» تا سپتامبر 1888 در دستور کار نیچه قرار داشت اما وی از این تاریخ به بعد تغییری در طرحهایش داد و از آن پس اثر بزرگ خود را همواره «باز ارزیابی همه ارزشها» میخواند و نه «اراده معطوف به قدرت». او از این پس حتی با تمهیداتی متفاوت با آنچه پیشتر برای «اراده معطوف به قدرت» در نظر داشت طرح خود را سامان داد. وی در ادامه گفت: در هر حال با توضیحی که ویراستاران فوقالذکر میدهند در نهایت او در پاییز1888 برای همیشه دست از طرحهای خود برای تهیه کتابی موسوم به «اراده معطوف به قدرت» کشید. بسیاری از جمله دریدا، آنجا (در کتاب درباره روح )که به تفسیر هایدگر از تراکل اشاره میکند، اظهار میدارد که دشوار بتوان تفسیر او را تفسیر خواند. به عبارت دیگر تفسیر نیچه تقریبا همواره ورای تفسیر است. بالطبع این امر در مورد تفسیر هایدگر از نیچه هم صدق میکند. ایرج قانونی در خصوص هایدگر افزود: او یک مفسر معمولی نیست بلکه متفکر بزرگی است که تفسیر میکند و به عنوان متفکر تفسیر میکند. در اصل او نیچه خاص خودش را تفسیر میکند که درعین حال نیچهای است که با سیستم فکری او نسبت وثیقی دارد. کسانی که میخواهند بدانند خود نیچه کیست، میتوانند به تفاسیر ضعیفتر که به آنها تفسیرهای امین میگویند - که از نظر من تفسیرهای بیاهمیت و به همین دلیل قابل اغماضاند- یا خود آثار نیچه، مراجعه کنند. به هر حال برای آنکه امکان رجوع به یکی از آثار مرتبط با موضوع بسیار مهم اراده معطوف به قدرت مطرح در این اثر فراهم شود، آخرین دستنوشتههای نیچه را ترجمه کردم.
منبع : کارگزاران
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت11:47توسط ح .م . سروستاني |
چارۀ مرگ
تقدیم به روان جاوید دوفرزانۀ آزاده ،
مسعود رضوی و سهراب دوستدار .
حسن ممتاز
با نگاهی به دو منظومۀ "عقاب " و " آشتی "
آغاز سخن
مرگ ، یکی از مایه های أصیل و پربسامد در آثار أدبی و فلسفی همۀ ملل و جوامع است . به گونه ای که اگر این مضمون را از أدبیات حذف کنیم بسیاری از شاهکارهای بشری را از دست خواهیم داد . از قدیمی ترین اسطورۀ مکتوب بشری – "گیلگمش" – و " ایلیاد " و " اودیسه " هُمر و داستان " اسفندیار " در شاهنامۀ فردوسی ؛ گرفته تا آثاری همچون " همه می میرند" أثر سیمون دوبوار و " درد جاودانگی " نوشتۀ میگل دو اونامونو ؛ بشر دغدغۀ جاودانگی و کشف راز و رمز مرگ را داشته است . در أدبیات فارسی نیز جز داستان اسفتدیار و رویین تنی او که معلول شوق انسان به جاودانگی است ؛ معروفترین آثار با بنمایۀ مرگ و جاودانگی ، "رباعیات خیّام " است که پرسش های بنیادی و همیشگی انسان را از چیستی مرگ با ایجاز و زیبایی بیان می کند . در أدبیات معاصر ما نیز صادق هدایت ، صادق چوبک، بهرام صادقی ، غلامحسین ساعدی ، و عباس معروفی در عرصۀ أدبیات داستانی ؛ و فروغ فرخزاد ، نصرت رحمانی ، و یداللّه رؤیائی در عرصۀ شعر ؛ در آثار خود بیشتر از دیگران به مرگ پرداخته اند .
در میان آثار أدبی معاصر فارسی ، منظومۀ " عقاب " نیز با زبانی ساده و زیبا و بی حشو و اضافه ، مسألۀ مرگ و بهایی را که باید برای عمر دراز – و نه جاودانگی – پرداخت به نمایشی از تضاد میان دو شیوۀ زندگی می پیوندد و نگاه أخلاق مدارانه ای به آن تضاد می افکند . منظومۀ " آشتی " سرودۀ دکتر مزارعی ،که به " بازگشت عقاب " نیز معروف است ، پاسخی است به سرودۀ دکتر خانلری ، با زبان و اندیشه ای دیگر . در ادامه ، نگاهی داریم به این دو منظومۀ هم مضمون .
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت14:23توسط ح .م . سروستاني |
”انسانيت“ به مثابه غايت فى نفسه
پيشنهادى برای ترجمه فرمول دوم بنياد مابعدالطبيعه اخلاق
كامران فلاح
۱
ترجمه آثار فلاسفه، مانند تفاسيرى كه بر فلسفه آنان مىنويسند، محل تغيير و تصحيح است. هر شرح و تفسير جديدى مىكوشد تا بر جنبه هاى تاريك تفكر يك فيلسوف پرتوى افكند يا فهم گذشته ما را از او مورد ارزيابى مجدد قرار دهد. در هر حال، اگر نويسندگان اين شروح و تفاسير در كار خود توفيقى يافته باشند، مىتوانند مترجمين را به تجديد نظر در ترجمه هاى قبلى شان بكشانند، زيرا ممكن است شرحى جديد نشان دهد كه مفهومىمحورى در يك اثر بد ترجمه شده، غلط يا نارسا باشد. بنابراين، مطالعات جديد درباره كل انديشه يك فيلسوف يا قسمتى از افكار وى ممكن است ما را ملزم به تجديد نظر در ترجمه هاى گذشته خود از آثار وى كند.
در اين مقاله به طور خاص خواهم كوشيد تا نشان دهم كه ترجمه فارسى كتاب پر ارزش الن وود، انديشه اخلاقى كانت[1]، به عنوان مطالعه اى جديد و مهم در فلسفه اخلاق كانت، به عرضه ترجمه هايى دقيق تر از آثار اخلاقى اين فيلسوف كمك خواهد كرد. به اين منظور، توجه خود را معطوف به فرمول انسانيت به مثابه غايت فى نفسه[2] (FH) در اولين اثر دوران بلوغ فكرى كانت در باب اخلاق، يعنى بنياد مابعدالطبيعه اخلاق[3] (1785) خواهم كرد؛ سپس به تعبير وود از اين فرمول در انديشه اخلاقى كانت، و نتايجى كه اين تعبير براى ترجمه اين فرمول دارد، خواهم پرداخت.
ادامه مقاله را در برکه بخوانید
+نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت14:17توسط ح .م . سروستاني |
«نصيرالدين طوسي، فيلسوف گفتگو»
نقد و بررسي كتاب «نصيرالدين طوسي، فيلسوف گفتگو»، پنج شنبه بعدازظهر 13 ديماه، با حضور دكتر غلامحسين ديناني، دكتر يوسف نوظهور و دكتر حسن اكبري در نقد کتاب روشن برگزار شد. ابتدا دكتر حسن اكبري سخن خود را با سئوال از انگيزه نوشتن اين كتاب آغاز نمود.
دكتر ديناني در پاسخ به اين سئوال گفت: «طوسي يكي از بزرگاني است كه ناشناخته مانده است و از شخصيتهايي است كه در فرهنگ ما نقش بنيادي داشته، آن هم به چند دليل: يكي دلايل سياسي است كه اگر خواجه نبود، شايد سرنوشت كشور ما اين نبود. او با تدبيرش حكومت عباسي را سرنگون كرد. دليل ديگر، ابعاد علمي اوست. او در فلسفه كتاب تجريد الاعتقاد را نوشت كه تاكنون 800 شرح بر آن نگاشتهاند. خواجه با اين اثر، مردم را از خرافات نجات داد و به عقلانيت دعوت نمود. انگيزه من از نوشتن اين كتاب، تجريدالاعتقاد طوسي ميباشد».
دكتر نوظهور ديگر سخنران اين نشست در ابتدا، نگارش اين اثر را تبريك گفت، چرا كه قرن هفتم هجري يكي از زواياي تاريك تاريخي و فرهنگي ماست و اميد است با انتشار اين آثار،اين زوايا، آشكار و روشن شود.
دكتر اكبري نيز به همدلي دكتر ديناني در اين كتاب با افكار و اعمال خواجه اشاره كرد و گفت: «نقد خواجه در واقع نقد انديشههاي استاد است. دكتر ديناني در اين اثر معتقد است كه براي ورود به فلسفه در عالم اسلام، بايد از مدخل كلام وارد شد و اين امر مبين اين است كه ايشان به تمايزي بين كلام و فلسفه قائلند، اما سخن اساسي اين است كه فلسفه چه تفاوتي با كلام دارد؟ دكتر ديناني در كتابش بيان داشته كه خواجه فلسفه اسلامي را نجات داد و كلام را فلسفي كرد، اما بر عكس آن هم متصور است كه خواجه فلسفه را تبديل به كلام كرد. خواجه نصير در اين قضيه بسيار موثر است.خواجه در شرح اشارات، فيلسوفانه عمل ميكند و در رفتار سياسي هم يك سياستمدار است. من از استاد يك سئوال دارم و آن اينكه آيا به نظر ايشان، انديشيدن يك عمل، است؟».
دكتر ديناني در پاسخ گفت: «كلام، فلسفه نيست و فلسفه هم كلام نيست، اما بيشتر مسائل كلامي، فلسفي است و برعكس. فرق بين فلسفه كلام در روش است، نه در محتوا. خواجه يك فيلسوف است و روش فلسفياش عقلاني است.خواجه يك ايراني متفكر است و ميداند چه كار ميكند. اگر خواجه نبود، مكتب شيراز نبود و ملاصدرا هم به وجود نميآمد».دكتر ديناني ادامه داد: «خواجه ريشه اشعريت را خشكاند. او كلام را از انحطاط نجات داد. تشيع را نجات داد. خواجه به تمام معنا يك فيلسوف است و به آساني ميتوان گفت كه اهل گفتگوست».
گزارش مفصل اين جلسه را در شمارة بعد خواهيد خواند.
زينب واعظ محرابي
منبع :اطلاعات حکمت و معرفت
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:40توسط ح .م . سروستاني |
فردریک جیمسن؛ مارکسیسم، نقد ادبی و پسامدرنیسم
|
| کتاب "فردریک جیمسن؛ مارکسیسم، نقد ادبی و پسامدرنیسم" نوشته آدام رابرتس و ترجمه وحید ولی زاده در 224 صفحه و 1100 نسخه توسط نشر نی منتشر شد. |
|
خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب: هدف این کتاب فراهم آوردن مقدمه ای موجز و قابل فهم بر اندیشه های جیمسن و نیز تبیین تاثیر تعیین کننده او بر فهم مخاطب از مطالعات ادبی و فرهنگی معاصر است.
فردریک جیمسن را منتقدی خوانده اند که احتمالاً مهمترین منتقد فرهنگی انگلیسی زبان معاصر است. تحلیلهای او دامنه نامتعارفی دارد و همه حوزه ها را از معماری گرفته تا داستانهای علمی - تخیلی، از رمان قرن نوزدهم تا سینما و از فلسفه تا هنر تجربی آوانگارد در بر می گیرد.
در کتاب آدام رابرتس مفاهیم اصلی مورد نظر جیمسن به ترتیب زمانی مورد بحث قرار گرفته اند تا مسیری که طی آن جیمسن سنت نظری غنی ای را بسط داده است، روشن شود. پس از فصولی که به این مفاهیم پرداخته اند، فصلی با عنوان "پس از جیمسن" آمده است که به تاثیر این نظریه پرداز آمریکایی بر جهان نقد، نظریه و فلسفه اختصاص دارد.

دو اصطلاح کلیدی "مارکسیسم" و "پسامدرنیسم" - که برای درک دلیل اهمیت جیمسن و تاثیر او بر مطالعات فرهنگی و ادبی باید آنها را به خاطر داشت- در فصلهای 1، 2 و 6 کتاب رابرتس به تفصیل شرح داده شده و فصل سوم کتاب هم به زمینه روانکاوانه کار جیمسن در آثار فروید و لاکان می پردازد.
رویکرد انتقادی و نافذ جیمسن در یافتن نکات جالب و با ارزش در مطالب ظاهراً شنیع که امکان پی بردن به ژرفاهای پنهان متن را از طریق ظاهر آن فراهم می آورد - به ویژه در یکی از مشهورترین آثارش "ناخودآگاه سیاسی" - کانون بررسی فصل 4 کتاب رابرتس را تشکیل می دهد.
نویسنده در فصل پنجم کتاب در مقاله ای با عنوان "مدرنیسم و اتوپیا" به شیوه روایت جیمسن از این دو مقوله (مدرنیسم و اتوپیا) پرداخته و در فصل بعدی نیز همان طور که گفته شد، مفهوم پسامدرنیسم از نگاه جیمسن در مقاله ای با عنوان "پسامدرنیسم یا منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر" مورد بحث قرار گرفته است.
فصل هفتم و پایانی کتاب رابرتس نیز به رویکرد متفاوت جیمسن به سینما در مطلبی با عنوان "نشانهای امر روئیت پذیر و زیبایی شناسی ژئوپولیتیک" اختصاص دارد. |
|
|
منبع : " خبرگزاری مهر " |
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:27توسط ح .م . سروستاني |
"فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه"
| علی اصغر مصلح: |
| "فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه" در تاریخ قرن بیستم بینظیر است |
| استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی عصر دیروز در نشست بررسی کتاب «فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه» گفت: فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه در تاریخ قرن بیستم بینظیر است. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، عصر دیروز در نشست نقد و بررسی کتاب «فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه» که در سرای اهل قلم برگزار شد، دکتر علی اصغر جواد مصلح، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی سخن خود را با اشاره به تغییر تصور نسبت به فلسفه آغاز کرد و گفت: یواخیم ریتر، سرویراستار این کتاب یکی از چهرههای شناخته شده در فلسفه آلمان است که میتوان گفت دانشگاههای آلمان بعد از جنگ جهانی دوم به یک معنا توسط او و همکارانش تأسیس شده است.
وی سپس به مقایسه نوع تصور کلاسیک نسبت به فلسفه و نگاه جدید به آن پرداخت و گفت: تا پیش از این فیلسوفان معمولاً کسانی تلقی میشدند که در خلوت خود به تأمل میپرداختند و فلسفه نوعی فضیلت و کمال تلقی میشده است و فیلسوفان گرچه با یکدیگر گفتگو میکردند و از یکدیگر مطلب میآموخته اند یا به نقد یکدیگر میپرداخته اند، اما با عالم همکاری و همراهی نمیکردند اگر میپرسیدند که فیلسوف چه کاره است، بیشتر نوعی مزاح تلقی میشده است.
وی در ادامه گفت: در عصر جدید نوعی تحول اجتماعی در ساختارها را دنبال می کنیم و میبینیم که در نتیجه این تحولات فلاسفه مورد پرسش قرار میگیرند که چه کاره هستید. البته ممکن است که فلسفه را به نوعی وسیله تفریح مردم تلقی کرد، اما ظاهراً تحولات حکایت دیگری دارد و دیگر فلسفه پس از جنگ جهانی دوم نمیتواند کاملاً آزاد باشد و سخن از این است که آیا فلاسفه میتوانند با یکدیگر همراهی کنند.
دکتر مصلح افزود: ظاهراً ما در عالمی زندگی میکنیم که از همه علوم انتظار میرود که کاری انجام دهند، فلسفه نیز باید در برنامه باشد. بعد از جنگ جهانی دوم و تخریب بیش از 80 درصد آلمان، دانشگاههای آلمان تغییری اساسی در ساختار آموزشی دادند که نمود آن بیشتر در اوایل دهه 1960 بود و هر کدام از رشتهها بایستی جایگاهشان مشخص شود و لازم بود که هر یک از علوم شان خود را تعریف کنند.
وی با اشاره به جایگاه یواخیم ریتر، سر ویراستار کتاب «فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه» در این برنامهریزی جدید گفت: ریتر از کسانی که است که در بخش فلسفه این برنامه ریزی جدید نقش موثر داشته است. او در کتاب بسیار مهمش با عنوان «متافیزیک و سیاست» که امروز به کتابی درسی تبدیل شده است، با تقریر جدیدی از آرای ارسطو و هگل راه جدیدی را برای ارتباط تفکر فلسفی با مناسبات اجتماعی و سایر علوم باز میکند.
دکتر مصلح اظهار داشت: کتاب حاضر یکی دیگر از اقدامات ریتر است که در سال 1971 با گردآوری دوستان برای نگارش یک دایره المعارف فلسفی آغاز به کار کرد و در آغاز 700 نفر از اساتید را گردآوری کرد و امروز بیش از 1500 استاد فلسفه درنگارش آن دخالت داشته اند. این کتاب در تاریخ قرن بیستم بینظیر است و یکی از مهمترین منابع اهل فلسفه در جهان آلمانیزبان است و کمتر اهل فلسفه آلمانی زبانی است که به این اثر توجه نکرده باشد
این استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به تأکیدات یکی از شاگردان ریتر در مقالهای در سال 2003 اظهار داشت: این فرد اظهار میدارد که ریتر با بنیاد نهادن مکتبی، میکوشد که میان متافیزیک انتزاعی و واقعیتهای زمانه ارتباط برقرار کند. به نظر ریتر فلسفه بر آمده از شرایط واقعی تاریخی معاصر است و نباید میان مسائل انتزاعی و مسائل جاری مرز فارق کشید. ریتر که سالها در استانبول به تحقیق پرداخته است، کوشیده که میان مسائل فلسفی و مسائل جدید ارتباط برقرار سازد و طرح اروپای واحد برای نخستین بار توسط او در طرازی فلسفی طرح شده است.
دکتر مصلح در پایان گفت: ریتر با تلقی متفاوتی از علوم انسانی و فرهنگ از ویلهلم فون هومبلرت، مؤسس طرح دانشگاههای جدید در پایان سده نوزدهم، تلقی او از فلسفه آزاد را به چالش میکشد و با بازخوانی سنت ارسطویی و فلسفه هگل میکوشد که راه جدیدی برای آشتی دادن نظر وعمل بجوید. لذا این اثر میتواند از این حیث که فیلسوفان را به نقش اجتماعی خودشان آگاه میسازد، مورد توجه باشد و اگر ما هم در شرایط زمان خودمان تأمل کنیم، میتوانیم در نقش فلسفه در مناسبات جدید بیندیشیم. |
|
|
منبع :" خبرگزاری مهر " |
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:24توسط ح .م . سروستاني |
ضرورت نگارش فرهنگ تاریخ مفاهیم
استاد فلسفه دانشگاه تهران عصر دیروز در سرای اهل قلم گفت: ضرورت نگارش فرهنگ تاریخ مفاهیم در مورد فلسفه ما احساس میشود.
به گزارش خبرنگار مهر، عصر دیروز در نشست بررسی کتاب «فرهنگنامه تاریخی مفاهیم فلسفه» که در سرای اهل قلم و با حضور منتقدان و صاحبنظران برگزار شد، دکتر محمد رضا حسینی بهشتی، استاد فلسفه دانشگاه تهران و سر ویراستار این کتاب سخن خود را با اشاره به اهمیت ترجمۀ این کتاب آغاز کرد و گفت: اهمیت کار یواخیم ریتر از جهات فراوانی قابل بررسی است. این کتاب انصافاً کار بزرگی است که در چند دهه اخیر در اروپا و آلمان بیسابقه است و این امر موجب شد که در کنار سایر کارهای پژوهشی به کار برگردان مداخل انتخابی آن دست زنیم.
دکتر بهشتی در ادامه به مشخصات این اثر اشاره کرد و گفت: در این اثر که کاری دسته جمعی بود، بیش از 1500 مؤلف که در شاخه های مختلف فلسفه صاحبنظر بوده اند، به نگارش حدود 3712 مدخل پرداخته اند که در 13 جلد منتشر شده است. گستردگی این کار و دقت نظر بالایی که در نگارش و تالیف این اثر به کار رفته است، موجب ارزش بالای آن بود و دلیل انتخاب آن برای برگردان به فارسی گشت.
این استاد دانشگاه تهران در ادامه افزود: این اثر برای دانشجویان فلسفه در مقاطع بالا تهیه شده است، ضمن آنکه خود شیوه کاری که در نگارش این فرهنگ به کار رفته است می تواند برای کسانی که کار پژوهشی انجام می دهند ارزشمند باشد. پشت هر یک از این مداخل کار عظیمی صورت گرفته است و در هر یک از آنها تاریخ تحولات یکی از مفاهیم فلسفی دنبال می شود. از این رو مداخل گاهی بسیار طولانی هستند و در نگارش برخی از آنها چندین مولف دخالت داشته اند.
وی در ادامه به زمینه های لازم برای نگارش چنین فرهنگی اشاره کرد و گفت: کارهای بزرگی که در زمینه فقه اللغه و زبانشناسی در سده 19 در آلمان صورت گرفته است، زمینهساز چنین تحقیقی بوده است، زیرا در بررسی تحولات هر یک از مفاهیم همزمان باید یک مطالعه هم عرض و یک مطالعه در طول زمان در مورد آن مفهوم صورت گیرد که این امر مستلزم تحقیقات وسیع در حوزه زبانشناسی و تاریخ مفاهیم است که در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم در آلمان صورت پذیرفته است.
دکتر بهشتی به حجم بزرگ استنادات در این اثر که امکان پیگیری مطالب را فراهم ساخته اشاره کرد و گفت: منابعی که در این اثر به کار رفته است، هر یک زمینه را برای محققان برای مطالعات بعدی فراهم ساخت و یان خود یکی دیگر از انگیزه هایی بود که این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردیم.
دکتر بهشتی در پایان گفت: انگیزه دیگری که سبب شد این اثر را برای ترجمه انتخاب کنیم این بود که محققان ما با این کتاب با معیارهای استاندارد علمی آَشنا شوند. البته قطعاً کتاب نقصهایی نیز داشته است بخصوص در زمینه بررسی تحول تاریخ مفاهیم در تمدنهای غیر اروپایی که این امری طبیعی است، و به گمان من وظیفه پژوهشگران ماست که با بهرهگیری از شیوۀ این اثر و آثار مشابه، دست به نگارش کاری مشابه در عرصه فلسفه پیشین ما بگذارند و این اثر از این حیث نیز آموزنده است.
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:20توسط ح .م . سروستاني |
علومانساني: الزامات معرفتي و ظرفيتهاي كاربردي*
|
دکتر عباس منوچهري
وی در آغاز سخنان خود گفت: زماني كه دوستان موضوع «علومانساني و چالش اشتغال» را مطرح كردند يك حالت طنز (Irony) براي من بهوجود آمد. چرا كه اساساً علومانساني است كه بايد حلال مسألهي اشتغال باشد، در حاليكه اكنون خود علومانساني دچار اين مشكل شده است. به عبارت ديگر، در حاليكه اشتغال بايد موضوع علومانساني باشد، اکنون علومانساني است كه به يك معنا موضوع اشتغال شده است. اين مسأله فقط جنبهي صوري ندارد و مسأله اساسي و بنياديني است كه بايد به طور جدي با آن پرداخت.
دكتر منوچهري به ابعاد مختلف مسألهي اشتغال اشاره كرد، و افزود: آنچه در اين جا به نظر ميآيد اين است که رابطهي علومانساني با اشتغال، رابطهاي خطي نيست. همچنين يك رابطهي دو سويه كه رابطهي علت و معلولي يا نياز و پاسخگويي باشد هم نيست؛ بلكه به يك معنا رابطهاي سه ضلعي يا حلقوي است و آن حلقه يا ضلع سوم، ساختار است. به گمان من، آنچه كه به عنوان يك متغير يا مؤلفهي ثابت، هم در مورد اشتغال و هم در مورد علومانساني تعيين كننده است و هم در رابطهاي كه بين اين دو مطرح ميشود، بحث «ساختار» به بنياديترين و كلانترين معنا و وجهش است. اين مسأله در جوامع و فرهنگهاي مختلف تاريخي به شكل خاص خودش وجود دارد، اما در حال حاضر ما در شرايطي دربارهي اين دو مقوله و رابطهشان بحث ميكنيم كه هر دو در يك ساختار معين و از پيش تعيين شده قرار دارند و هر چند ساختارها و شرايط تحول پذيرند، اما با توجه به اينكه تحول تاريخي چيزي نيست كه به آساني و به سرعت حاصل شود، بنابراين هم اكنون ما در شرايط تاريخياي قرار داريم كه دورهاي نسبتاً طولاني را در بر ميگيرد. شايد بتوان گفت كه اکنون ما در شرايط سرمايهداري پسااستعماري، به مسألهي علومانساني و اشتغال و رابطهي اين دو ميپردازيم. پس پيش از هر چيز ما در مقابل علومانساني، در وضعيت پسااستعماري و مشخصاً در وضعيت اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خاص قرار داريم. بنابراين، منظورم از آن رابطهي سه ضلعي يا حلقوي اين است كه اين عوامل را بايد به صورت دايرهاي ببينيم. يعني در شرايطي كه طرفين به نحوي با هم مرتبط ميشوند و وجه ساختاري آنها مدنظر قرار ميگيرد. اگر چيزي تحت عنوان راهحل قابل طرح باشد، شايدديد ساختمندي (structuration) باشد كه اشتغال يك وجه آن است و يكي از متغيرهايي است كه در دل ساختار و وضعيت پسااستعماري، ويژگيهاي خاص خودش را دارد.
|
| |
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:16توسط ح .م . سروستاني |
• علومانساني: اشتغال، حرفهگرايي و توليد فرهنگي
هـدف اين همـايش ايـن اسـت كه بـه موضـوع علومانساني و چالش اشتغال بپـردازد، امـا نكتـهاي كـه بايـد بـه آن توجـه داشـت ايـن اسـت كـه برخي از اين چالشهاي اشتغـال ممـكن اسـت برخـي چـالشها را بـراي خـود علومانساني بـه وجـود آورد. يعنـي در عين حال كه ما ميكوشيم يك مشكل را حل كنيم، اين احتمال وجود دارد كه برخي از مشكلات ديگر هم در كنار اين قضيه ايجاد شود. بنابراين بايد روي اين مسأله تـأمل بيشـتري كرد و قدمهايي حسـاب شـدهتر در اين زمينه برداشـت.
در واقع نبـايـد مـاهيـت، سـرشـت و چيستي علومانساني در اين ميـان فـرامـوش شـود. حدود 60 درصد از دانشجويان كشور در رشتـههای علومانساني مشـغول بـه تحصـيل هستـند. طبيعـتاً ايـن نيـروي عظـيم انساني بـه كار و اشتغـال نيـاز دارنـد.
|
| |
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:15توسط ح .م . سروستاني |
علومانساني در زمانه عسرت*
|
خلاصهاي از يك مطالعه درباره وضعيت علومانساني در ايران
دکتر مقصود فراستخواه

در مقايسه با ساير علوم (طبيعي و...) كه به مطالعه اعيان غيرانساني و طبيعي ميپردازند، علومانساني با اعيان و اذهان انساني سر و كار دارد. يكي از سرمنشأهاي مشكلات علوم انساني در ايران، به نوعي با چالشهاي سنت و تجدد ارتباط دارد. علم مدرن، با خود مبادي، معاني و ارزشهاي مدرنيته را حمل ميكند. علم يك سبك زندگي، الگوهاي خاصي از حل مسئله و نوع متفاوتي از نگاه به عالم و آدم و قضاوت كردن است. علم يك محصول ساده نيست كه كار آن با مبادله و انتقال رفع و رجوع بشود؛ بلكه يك فرهنگ است.در اين ميان علومانساني در مقايسه با علـوم پزشكي، پـايه و فني؛ مبـادي و ارزشهاي مـدرنيته را بيشتر منعكس ميكنند و درنتيجه خاصيت تورنسلي علومانساني نسبت به تفاوت محيطها و ساختارها و روابط سنتي و مدرن، به مراتب بيشتر از علوم طبيعي، فني، مهندسي و پزشكي است. همانطور كه تورنسل در محيطهاي اسيدي به رنگ قرمز، در محيطهاي قليايي به رنگ آبي و در محيطهاي خنثي به رنـگ بنفش در ميآيد؛ علومانساني نيز نسبت به محيطهاي متفاوت حساس است و نميتواند به آساني ساير علوم (مثل علوم پايه و بهويژه فني و پزشكي) در ساختارها و روابط پيشامدرن، به درستي جذب بشود. اين ساختارها يا علومانساني را پس ميزنند، يا آن را دچار استحاله ميكنند و در شكل ابزاري به كار ميگيرند. اگر بخواهيم در چارچوب تقسيم بندي هابرماس از علايق شناختي سهگانه مردمان توضيح بدهيم، حتي در غربستيزترين و بنيادگرايانهترين ساختارها و سيستمها نيز، علاقه شناختي از نوع فني و ابزاري جهت استفاده از علوم و تكنولوژي مدرن وجود دارد (القاعده از مدرنترين ابزارها استفاده ميكند). اين موضوع در علايق شناختي از نوع عملي و تفسيري كمتر ميشود و در علايق شناختي رهاسازي، به كمترين حد خود ميرسد. علومانساني در طيفِ علايق شناختي اخير قرار دارد و درنتيجه براي ساختهاي ياد شده، بحثانگيز است. كششپذيري محيطها، ساختارها و روابط سنتي و توسعه يافته به علم مدرن، در علوم پايه طبيعي و فني و پزشكي نامشروط و در علومانساني مشروط است. مشتق تابعِ «جذبِ بهينه علوم مدرن در ساختارهاي سنتي» معمولا بدين ترتيب است: مشتق اول مثبت در علوم پايه و بهويژه فني و پزشكي و مشتق اول منفي علومانساني. علومانساني در ايران، وضعيت بحثانگيز و پر مسئلهاي دارد. اين مسائل به قدري دشوار هستند كه علومانساني ما، بايد با ناخن و دندان، از موقعيت نداشته خود، دفاع كند. در ادامه برخي از اين مسائل را بررسي ميكنيم:
|
|
|
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:11توسط ح .م . سروستاني |
کارگاه تخصصی پیش همایش علوم انسانی و چالش اشتغال
• علومانساني: اشتغال، حرفهگرايي و توليد فرهنگي
دکتر محمد امین قانعی راد
• علومانساني در زمانه عسرت
(خلاصهاي از يك مطالعه درباره وضعيت علومانساني در ايران)
دکتر مقصود فراستخواه
• علومانساني: الزامات معرفتي و ظرفيتهاي كاربردي
دکتر عباس منوچهري
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره همیش علوم انسانی و چالش اشتغال می توانید به سایت همایش به آدرس www.irhumanities.ir مراجعه نمایید.
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:10توسط ح .م . سروستاني |
فلسفه چيست و چرا ارزش مطالعه و تحصيل دارد؟
ديدگاه ا.سي.يونيگ
ريشه واژه فلسفه از كجاست؟
تعريف دقيق «فلسفه» غير عملي است و كوشش براي چنين كاري، لااقل در آغاز، گمراه كننده است. ممكن است كسي از سر طعنه آن را به همه چيز و/ يا هيچ چيز، تعريف كند و منظورش آن باشد كه تفاوت فلسفه با علوم خاص در اين است كه فلسفه ميكوشد تصويري از تفكر انسان بهطور كلي و حتي از تمام واقعيت تا آنجا كه امكان داشته باشد، ارائه دهد؛ ولي عملاً حقايقي بيش از آنچه علوم خاص در اختيار ما ميگذارند، عرضه نميكند، تا آنجا كه به نظر بعضي براي فلسفه ديگر چيزي باقي نمانده است. چنين تصويري از مسئله گمراه كننده است. ولي در عين حال بايد پذيرفت كه فلسفه تاكنون در اينكه به ادعاهاي بزرگ خويش دست يافته و يا در مقايسه با علوم، دانش و معرفتي مقبول و برخوردار از توافق عام حاصل كرده باشد موفق نبوده است. اين امر تاحدودي و نه به تمامي مربوط به آن است كه هرجا معرفت مقبول در پاسخ مسئلهاي به دست آمده، آن مسئله تعلق به حوزهي علوم داشته است و نه به فلسفه. واژهي فيلسوف از نظر لغوي به معناي دوستدار «حكمت» است، و اصل آن مربوط به جواب معروف فيثاغورث به كسي است كه او را «حكيم» ناميد. وي در پاسخ آن شخص گفت كه حكيم ودن او تنها به اين است كه ميداند كه چيزي نميداند، و بنابراين نبايد حكيم بلكه دوستدار حكمت ناميده شود. واژهي «حكمت» در اينجا محدود و منحصر به هيچ نوع خاصي از تفكر نيست، و فلسفه معمولاً شامل آنچه امروز «علوم» ميناميم نيز ميشود. اين نحوه از كاربرد واژهي فلسفه هنوز هم در عباراتي مثل «كرسي فلسفهي طبيعي» باقي است.
+نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت21:12توسط ح .م . سروستاني |
More people with online philosophy
It's been about a year since I posted an update here concerning the page of people with philosophy papers online. In the meantime, the list has grown a lot, thanks as ever to Ming Tan's help. The new additions include some well-known philosophers working on consciousness, such as Janet Levin, Joe Levine, Martine Nida-Rümelin, and Scott Sturgeon. Other additions include Brad Armendt, Lynne Rudder Baker, Berit Brogaard, Ruth Chang, David Christensen, Eros Corazza, Garrett Cullity, Stephen Davies, Eric Dietrich, Ron Endicott, Peter Gardenfors, Carl Gillett, Clark Glymour, Chris Grau, Paul Griffiths, Alan Hajek, Lloyd Humberstone, Peter van Inwagen, Kevin Kelly, Berel Dov Lerner, Peter Lipton, Pascal Ludwig, David Macarthur, Ishani Maitra, Genoveva Marti, Alyssa Ney, Mark van Roojen, Joe Salerno, Samuel Scheffler, Gila Sher, Mandy Simons, Peter Slezak, Isidora Stojanovic, Patrick Suppes, Charles Travis, Kadri Vihvelin, Joan Weiner, Josh Weisberg, and Dean Zimmerman. Plus many others, along with many updated and moved pages.
For another source of online papers on consciousness (both science and philosophy), check out the ASSC ePrints server.
+نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت12:2توسط ح .م . سروستاني |
گفتگوهایی درباره فلسفه برای کودکان
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت11:16توسط ح .م . سروستاني |
داستان های فکری - 1
پرسش گل
ترجمه: حديث السادات ميرزايي
فيليپ همان طوري که داشت از کنار ميز داخل راهرو مي گذشت فرياد زد: عمه گرتي اين گلها خم شده اند. آنها به سجده افتاده اند يا در حال مرگند؟ فيليپ و خانواده اش تازه از سفر چهار روزه خود برگشته بودند.
مادر و پدر و خواهرش آليس هنوز داشتند چمدان ها را از ماشين بيرون مي آوردند. به محض اين که فيليپ وارد خانه شد، گلهاي داوودي روي ميز توجه او را به خود جلب کرد. فيليپ وقتي گلها را ترک کرده بود آنها زرد و درخشان بودند، اما حالا گلها کاملا خم شده بودند.
عمه گرتي با مهرباني به فيليپ گفت : نگران نباش آنها حسابي در نبود ما تشنه شده اند. نوشيدن آب خنک تنها چيزي است که آنها مي خواهند.
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت10:53توسط ح .م . سروستاني |
داستان های فکری - 2
اُميد
نوشته : پِر يسپرسن
ترجمه : مريم صفايي
جک در رختخواب است. صبح شده و اولين پرتوهاي نور کم کم هوا را روشن مي کند. پرندگان آواز مي خوانند و از درختان شبنم مي چکد. جک خواب مي بيند و در رختخواب غلت مي خورد، ناله و گريه مي کند. پس از آن، او از رختخواب بلند شده و در صورت خود دردي حس مي کند. يک دقيقه بعد با خيال آسوده لبخند ميزند و دوباره در رختخواب دراز مي کشد. درحالي که پرندگان آواز مي خواندند و هوا روشن تر مي شود، جک خواب مي بيند. يک ساعت بعد بيدار مي شود، در حالي که چشمان خود را ميمالد مي گويد،"چرا انسان ها خواب مي بينند؟ ما خواب مي بينيم تا بترسيم؟ خوشحال شويم؟ بفهميم كه چه کسي هستيم؟ يا درباره احساسات و افکار خود اطلاعات بدست آوريم؟"
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت10:49توسط ح .م . سروستاني |
داستان های فکری - 3
زيرستارگان شب
نوشته : آنا مارگارت شارپ
مدت زيادي نيست كه من در مورد مرگ چيزي آموختم . تا آن موقع در مورد آن فكر نكرده بودم . پدر پدرم كه با ما زندگي مي كرد مرد. او هم پدر بزرگم بود و هم يك دوست صميمي براي من . من او را خيلي زياد دوست داشتم . روزي اينجا بود و روز ديگر نبود. من احساس كردم كه خلا بزرگي در زندگي ام ايجاد شده است.
من از مدرسه به خانه برمي گشتم و با پدربزرگم صحبت مي كردم . او هميشه مشتاق گوش دادن بود. او به آنچه من مي گفتم به دقت گوش مي كرد. جوابهاي او هميشه نشان مي داد كه او فكرمي كرد آنچه مي گفتم با ارزشند. من حس مي كردم كه او درباره هر كلمه اي كه مي گفتم تامل مي كند. او هيچوقت حرف مرا قطع نمي كرد. من از اين كار خوشم مي آمد.
قبل از مرگش عصر يك روز به من گفت «برندان » دوست داري قدم بزنيم : «پدربزرگ ، من دوست دارم كه در بيرون خانه زير ستاره ها بخوابم . امروز هوا معتدل است . شما مي توانيد دوباره درباره قسمت جنوبي آسمان و ستاره شامگاهي با من حرف بزنيد، بعد ما مي توانيم صورت فلكي شكارچي را پيدا كنيم . شما چه فكر مي كنيد؟»
او گفت : «من مي روم و وسايلم را جمع مي كنم ».
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت10:46توسط ح .م . سروستاني |
داستان های فکری -4
لانهپرنده
نوشته يه سنگ هنگ
جن جن از مدرسه برگشت . وقتي مادرش را ديد از ناراحتي گريه اش گرفت . « مامان چه اتفاقي براي موهاي تو افتاده است ؟»
مادرش گفت : «از آنها خوشت نمي آيد؟ مگر زيبا نيست ؟ من به موهايم فر(شش ماهه ) داده ام ».
جن جن اخم كرد. او دور مادرش چرخيد: «زياد هم قشنگ نيست . من خوشم نمي آيد. من آنرا به نحوي كه قبلا بود دوست داشتم . آن هاحالا ريش ريش به نظر مي رسند. بنظر مي رسد كه موهايت باد كرده است . سرت شبيه لانه پرنده شده است».
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت10:44توسط ح .م . سروستاني |
هر آنچه معلم فلسفه براي كودكان و نوجوانان باید بلد باشد.
نوشته: فيليپ كم
ترجمه : احسانه باقري
1- شروع كار
پيش از شروع يك درس، لازم است شما داستاني را كه ميخواهيد مطرح كنيد بدقّت بخوانيد و با مطالب مربوط به آن در كتاب راهنمايش آشنايي حاصل كنيد.
وضعيّت فيزيكي كلاس بايد با اهداف شما متناسب باشد. چون شما ميخواهيد بچّهها را ترغيب كنيد كه به يكديگر پاسخ دهند، بهترين وضعيّت اين است كه بچّهها به شكل دايره بنشينند. آنها نبايد پشت رديف ميزها به طريقههاي ديگري بنشينند كه از لحاظ فيزيكي به سمت معلّم، جهتيابي شده است. اين وضعيّت ، متضمن علايم و نشانههاي نادرستي براي بچّهها خواهد بود. هدف شما اين است كه بحث ميان دانشآموزان را تسهيل كنيد، و ترتيب نامناسب نشستن، اين را براي شما بسيار دشوار خواهد ساخت كه خود را از مركز بحث خارج كنيد.
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت10:40توسط ح .م . سروستاني |
اخبار فلسفه برای کودکان در خارج
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت10:34توسط ح .م . سروستاني |